شنبه 21 اردیبهشت1387
اهميت تاريخي و معاصر فيزيك، بسيار است زيرا بسياري از مسلمات آن توسط علوم اخذ شده و تأثير زيادي نيز بر فلسفه و الهيات نهاده است. در فيزيك نيوتني، سه فرض اصالت واقع، موجبيت و تحويلگرايي، پذيرفته شده بود كه هر سه فرض از ناحيه فيزيك قرن بيستم و به ويژه نظريه كوانتوم مورد معارضه قرار گرفت. اين بدان دليل بود كه جهان اتمي بر وفق مفاهيم فيزيك كلاسيك و پديدههاي مشاهدهپذير، توضيحدادني نبود. دربارة ارتباط مفاهيم فيزيك كوانتومي با واقعيت جهان و نيز جايگاه نظريهها در علم، ديدگاههاي اصالت واقع كلاسيك، ابزارانگاري و اصالت واقع نقادانه، تعبير و تفسيرهاي گوناگوني را ارائه دادهاند. در اين نوشتار، «ايان باربور» همچون ديگر طرفداران اصالت واقعنقادانه قايل است كه براساس نظريه كوانتوم، مشاهدهگر همواره در روند مشاهده، شريك و سهيم است و مرز قاطعي ميان مشاهدهگر و شي مشاهده شده وجود ندارد. وي به كارگيري ايدة مُكمليت درباره علم و دين را نقد ميكند.
...

